تبليغاتX
اینجا سرد است...

اینجا سرد است...

نوشته های بابک طاهررفتار

سال نو مبارک

امیدوارم سال خوب همراه با شادی وموفقیت  برای همه باشد

 

+ نوشته شده در  Wed 19 Mar 2008ساعت 10:50 PM  توسط بابک  | 

امروز 17 ژانویه سالروز مرگ شاعریست که به زندگی درس زندگی داد.

شاید برای شما او آنقدر شناخته شده نیست اصلا"باور کنید که او برای هم وطنانش هم چندان شناخته شده نیست.                                                     

شاعری که زندگی چه بازی های سختی برایش رقم زد و اگر در هر دوره دیگری بود شاید در حال حاضر جهانیان از او بیشتر می دانستند . مگر می شود در اوج جوانی و شور وشوق  شاعر باشی و همه کاره کشورت استالین باشد و تو بخواهی نظرت را بی پروا ادا کنی. بله او تمام زندگی خود را در اردوگاههای کار اجباری استالین گذراند .

 

در سیبیری جایی که به آن مرگ سفید می گفتند دوام آورد واز افتخاراتش عنوانی بر جای ماند به نام بازمانده از کالیما...

از او به عنوان اعجوبه شاعری در شوروی سابق یاد می شود که قدرش ندانستند وسالها بعد از مرگش کتبش اجازه چاپ گرفت...

چندی پیش یک فیلم هدیه گرفتم که تا مدتها من را باخود به هر طرف می کشاند و آن چیزی نبود جز یک مجموعه 12 قسمتی از زندگی شاعر که بر اساس خاطراتش ساخته شده بود باور کنید هنوز هم از وصفش عاجزم و فقط یک بار دیگر  قدرت ساخت آثاری از این قبیل در سینمای روسیه بر من ثابت شد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فیلمی که با هر قسمتش شما به سرمای سیبیری می روید و با نگاهی دوباره به زندگی  راغب خواندن آثار شاعر می شوید.....

در پایان دیدن این فیلم را به همه توصیه می کنم

و سعی می کنم که در آینده چند شعر از اورا به فارسی ترجمه کنم تا به صلابت گفتار این شاعر پی ببرید .

یادش گرامی.

 

بیوگرافی شاعر در ویکی پدیا

 

+ نوشته شده در  Thu 17 Jan 2008ساعت 6:42 AM  توسط بابک  | 

اینجا سرد است دو ساله شد فقط همین....
+ نوشته شده در  Sat 15 Dec 2007ساعت 10:1 PM  توسط بابک  | 

سالها قبل در ایران مرشد و مارگاریتا ی بولگاکف را خوانده بودم کتاب قوی  و اصیلی بود  . مدتی ذهنم را به خودش مشغول کرد و رفت تا اینکه چندی قبل داشتم در بخش درماتولوژی به تاریخچه دپارتمان نگاه می کردم که عکسی من را میخکوب کرد  بولگاکف در همین  بخش کار می کرده و در واقع از دانشگاه ما فارغ التحصیل شده بود . رفتم و نوشته ای که مربوط به او بود راخواندم و بعد دوباره به یاد مرشد و مارگاریتا افتادممیخاییل بولگاکف .

در اینترنت جستجویی کردم و هر چه از بولگاکف بیشتر می خواندم به یک نتیجه جالب می رسیدم  و آن اینکه با توجه به دوستی پاسترناک با بولگاکف جای شکی برای من باقی نماند که شخصیت دکتر ژیواگو را پاسترناک از روی زندگی بولگاکف نوشته  که این خود جای بحث در مجالی دیگر دارد . 

 می گفتم یاد مرشد و مارگاریتا افتادم و در اینترنت دیدم که فیلمی از آن ساخته شده اما هر چه گشتم نتوانستم آن فیلم قدیمی را پیدا کنم تا اینکه خوشبختانه توانستم یک سریال جدید از این رمان, که از کارهای کارگردان مطرح روسی ولادمیر بورتکو بود پیدا کنم.

تعطیلات آخر هفته به تماشای این سریال ده قسمتی گذشت و  تحسین من به سینمای  روسیه که قبلا" هم به آن اشاره کرده بودم. یک کار زیبا و منسجم با پرداخت فوق العاده حرفه ای و نو گرا.

طرح روی جلد کتاب به زبان روسی

سریال جدید به زبان روسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صحنه ای از فیلم

خیلی دلم می خواهد یک بار دیگر این کتاب را به زبان روسی بخوانم  ولی فعلا" با کمبود وقت  درگیرم و  به دیدن این سریال بسنده کردم که واقعا" شاهکار بولگاکف را به خوبی به تصویر کشیده است .

 از طرفی در گشت و گذار اینترنتی به موضوع جالبی بر خوردم که نشان در تاثیر گذاری این شاهکار در معاصران ما می دهد  و آن اینکه هم سلمان رشدی در کتاب خود از این اثر الهام گرفته و هم کمال تبریزی....

پس واجب شده بود که کار  آقای تبریزی را ببینم  و نمی دانید چقدر بی تابش بود  . اسم خوبی برایش در نظر گرفته بود  و هنرپیشه محبوب من  هم ایفای نقش می کرد به راستی بهتر از رضا کیانیان کسی نمی توانست از عهده این نقش کلیدی بر آید و اما خود فیلمنامه......

فیلم کمال تبریزی

تبریزی بیشتر یک کارگردان طنز ساز است که این لحن را در این اثرش هم فراموش نکرده ولی الهام گرفتن از یک اثر آن هم مرشد و مارگاریتا  در واقع  دل می خواهد چون این مینیاتور با لغزشی از هم می شکند و همین طور هم شد.

الهام گرفتن تبریزی از این اثر مثل این است که شما در مقام یک معمار بخواهید از یک ساختمان قدیمی و شاهکار طرحی بسازید و فقط از سر در آن استفاده کنید. البته از حق نگذریم که این کار به حدی قوی است.  که سردر آن برای تبریزی فیلم بدی نشده....

تبریزی فقط از طرح کلی مرشد و مارگاریتا , آن هم به میزان ۳۰ درصد استفاده کرده  و به آن رنگ و بوی ایرانی و جالب تر از آن دفاع مقدسی داده که در مقیاس با کتاب چیزی به حساب نمی آید.....

با این همه نمی توان از بازی زیبای باریگران و  شروع خوب آن گذشت.

به هر حال دیدن این فیلم را بعد از خواندن کتاب اصلی به شما پیشنهاد می کنم.

بیوگرافی میخاییل بولگاکف در ویکی پدیا

توضیحی بر مرشد و مارگاریتا از سایت کتاب نیوز

+ نوشته شده در  Sun 4 Nov 2007ساعت 11:38 PM  توسط بابک  | 

چقدر  زود می گذرد این زمان و چقدر حافظه تاریخی مان کدر تر می شود .انگار همین چندی پیش بود که او رفت و دنیای داستان نویسی ایران را با طرح ها و ایده هایش تنها گذاشت مثل علی حاتمی  مثل شاملو ومثل ....

اولین بار همسایه هایش را خواندم وبعد داستانهای کوتاهش که به سختی گیر می آمد و وقتی مصاحبه اش را با خانم گلستان خواندم بی تاب درخت انجیر معابدش شدم تا نوشته اش کامل شود و چاپ شود و باز انتظار و انتظار که دیگر عجل او را مجالی نداد و خیلی از دوست دارانش را عزادار کرد...زنده یاد احمد محمود

براستی احمد محمود یکی از ارکان نویسندگی نوین ایران بود که تاثیر گذاریش بر نویسندگان جوان غیر قابل انکار است اما در عجبم چرا خیلی ها هنوز او را آنطور که باید نمی شناسند. نوسینده خطه جنوب که با داستانهایش شما را به آنجا می برد و شاید سالها با شخصیت هایش شما را درگیر می کند. مگر می شود که مدار صفر ارجه اش را خواند و از باران و مائده ونوذر غافل ماند یا خالد_ داستان یک شهرش را در جای جای ایران ندید...

او نویسنده ای حسی بود که با آمیختن فنون نویسندگی آثار زیبایی از خود به جا گذاشت.و شاید سالهل طول بکشد تا دوباره شاهد نویسنده ای با اعتبار کاری او باشیم.

می دانم که قدرش ندانستیم واین چیز تازه ای نیست در این زمین سوخته...

او غریب بود و غریبانه زیست و غریبانه رفت

دوازدهم مهر را به یادش گرامی می داریم.

روحش شاد.

بیوگرافی زندیاد احمد محمود در ویکی پدیا

+ نوشته شده در  Wed 3 Oct 2007ساعت 9:42 PM  توسط بابک  |